فرایند اجتماهی سازی بر شیوه تفکر مردم بر مسائل مذهبی تاثیر می گذارد وافرادی که دین خانوادگیشونو ترک می کنند به خاطر این بوده که یا خانواده این رو مورد تاکید قرار نداده یا نادیده گرفته شده است دین درنوجوانان کنتر از بزرگسالان است به بررسی اجتناعی سازی دین می پردازیم.
کار تجربی حاکی از این هست که والدین بیش از هرعامل دیگری در دین داری نوجوان موثر هست گرچه وقتی بچه ها بزرگتر میشوند تاثیر والدین کاهش پیدا میکنه.و روشن نیست تاثیر پدران بیشتره یا مادران گرچه اغلب از شواهد حاکی تاثیر مادران شدیدتره و عوامل اجتماعی دیگرهم نباید نادیده گرفت گروههمسالان، کلیسا،اموزش در این مورد موثر بودند.برخی بررسی هام نشون میده کخ تمایلات اغازین کودکان یا نوجوانان به کاهش یا افزایش دین ورزی ممکن دربزرگسالیم ادامه پیدا کند این تمایل "قطبی سازی"که به بررسی احتیاج داره .شواهد نشون میدهد که فرایند اجتماعی سازی مذهبی ممکن است به شیوه تفکر مردم اثر بگذاردوشواهد نشون داده افراد متعصب تر کمتر به نحوی پیچیده به چنین مسائلی می اندیشند.وجود سوالاتی درباره دین و شبهات مذهبی انری متدوال در دوره نوحواتی و جواتیکسی که شک وشبهه بیشتری دارد به شکل پیچیده تری درباره شبهات مذهبی و تعارضات مذهبی می اندیشد.افرادی که بنیادگراتر هستندسوالات و شبهات مذهبیشان طوری حل می کنند که به تقویت عقاید نذهبی منجر بشه ولی افرادی که تعصبشون کمتره بیشتر راه هایی پیدا می کنند که به احتنال به تغییر عقاید مذهبی بینجامد.پژوهش اخیر حالت هویت من را با کاوش بحران و التزام مذهبی به شیوه های پیش بینی شده پیوند داده اند .ظاهرا رشد مذهبی با فرضیه اریکسون مبنی بر ایجاد هویت مطمئن در برابر اشفتگینقش در نوجوان ارتباط دارد شواهد نشون میدهد حالت هویت می تواند تاحدی در پیش بینی مراتب شک مذهبی و شیوه های مواجهه با شبهات در دوسال بعد موفق باشد این امر با این نکته همخوانی دارد که سبک های خاص پردازش اطلاعات ممکن است مشخصه حالات گوناگون هویت باشند.
منبع کتاب روانشناسی دین بر اساس رویکرد اجتماعی
پالوتیزیان در تعریف روانشناسی می گوید:"روانشناسی دین گسترده ایست که به مطالعه باورها و اعمال دینی از دیدگاهی روانشناختی می پردازد.این بدین معناست که در اینجا هدف درک فرایند های روانشناختی ای است که رفتارها و تجارب دینی را تحت تاثیر قرار می دهند.در این گستره ما تلاش می کنیم تا تاثیرات چندگانه محیطی ،شخصی واجتماعی که رفتار و تجربه دینی را تحت تاثیرقرار می دهند مدنظر قرار دهیم و به ترسیم تئوریها و پژوهشهایی بپردازیم که امکان اشکار سازی فرایند های روانشناختی میانجی در دینداری را فراهم می کنند"