دیدگاه یونگ در باب روان شناسی دین

نظریه ناهشیار جمعی یونگ علاوه بر حیثیت روانی وروان شناختی ازحیث روش شناسی علوم حائزاهمیت است.زیرایونگ ان را به منزله راهی فراتر ازروش های متداول علوم تجربی وعقل گرایی قرن نوزدهم اخذ می کندتااسمان تنگ معرفت محدود به دوحد تجربه باروری وعقل گرایی رابشکافدوطرحی نو دراندازد.وی ازاین طریق به حقایقی دست می یابدکه ازنسخ حقایق تجربی و عقلانی صرف نیست.یونگ ازطرفی بردامنه کشف دانشهای تجربی زمان خود وقوف دارد وازطرف دیگربرشعاع عقل محض اگاه است.اما تجربه دینی برهیچ یک ازاین دو حیطه متعلق نیست.برای شناخت خدا باید طریقی دیگری راغیر ازانچه درالهیات طبیعی متداول است به میان اورد.برمبنای وی عقلانیت باورهای دینی وحقانیت انهاتفسیرکاملا نوینی می یابد.تفسیری که تاثیران رانزد بسیاری ازمتالهان جدید مسیحی نمی توان انکار کرد.

به نظر من: یونگ بادین و باورهای دینی متضاد هست افکارش ونظریه ناهشیار یونگ این مفهوم می رساند که برای شناخت خدا باید راه دیگری غیر الهیات رو تجربه کرد و درنظر گرفت و نظریه هشیار بر روش تجربه دینی متعلق نیست وبه نظر یونگ کو ه ها رودخانه هاو وادمیزااد نمونه ذات پروردگار ولی تحربه دینی را صرف نمی داند.

نظریه فروید در باب دین

فروید کتابی به نام توتم و تابو دارد که در ان زندگی مردم ابتدایی را تحلیل می کند،وداستانی رابرای پیدایش ادیان مطرح می کند.پریچارداین نظریه را داستان محض و "قصه پریان"می نامد به نظر فروید،انسان ابتدایی،در رمه اغازین زندگی می کرد.این رمه تشکیل می شد از نری مسلطه که پدر بودوتعدادی از ماده ها را در انحصار خود داشت.این پدر نیرومند ،پسران خود را از ماده هادور نگه می داشت.روزی این پسران متحد شده پدر را کشتند و سپسان را خوردند.دلیل این ادم خواری به نظر فروید این بود که انها اعتقاد داشتند با خوردن قربانی،نیرو و قدرت اورا به دست می اوردند.بعد از مدتی ،انهااز عمل خویشتن پشیمان شدند و برای جبران وکفاره عمل خویش دو ممنوعیت راابداع کردند:یکی این که نمادی به صورت یک نوع حیوان را به جای پدر گذاشتند:این نماد همان "توتم"است.و دیگر این که ازدواج درون گروهی را حرام کردند.ویا تحریم ماده های ازاد شده بر خود از ثمرات پیروزی شان چشم پوشی کردند.فرویداین پدر کشی را "نخستین جنایت تاریخ"می نامد و دین توتمی را نتیجه همین جنایت می داند.برادران،ایین توتم را از این رو ابداع کردندتا دیگر بار به عمل پدر کشی دست نیارند.دین توتمی از احساس گناه و تلاش برای پرداخت کفاره  و جبران سرچشمه می گیرد.به نظر فروید ،این عوانل در ریشه همه ادیان بشری قراردارد.همه ادیان بعدی در واقع کوشش هایی برای حل این مسئله اند و تنهااز جهت مرحله فرهنگی که این کوشش دران صورت می گیرد و راه حل های اتخاذ شده با یکدیگر تفاوت دارند.یک نظریه دیگر هم که فروید داشت در باب دین نظریه غریزه جنسی سرکوب شده 

منبع خبر گزاری رسالت 

ازمایش درباره ی روانشناسی دین

فرایند اجتماهی سازی بر شیوه تفکر مردم بر مسائل مذهبی تاثیر می گذارد وافرادی که دین خانوادگیشونو ترک می کنند به خاطر این بوده که یا خانواده این رو مورد تاکید قرار نداده یا نادیده گرفته شده است دین درنوجوانان کنتر از بزرگسالان است  به بررسی اجتناعی سازی دین می پردازیم.

کار تجربی حاکی از این هست که والدین بیش از هرعامل دیگری در دین داری نوجوان موثر هست گرچه وقتی بچه ها بزرگتر میشوند تاثیر والدین کاهش پیدا میکنه.و روشن نیست تاثیر پدران بیشتره یا مادران گرچه اغلب از شواهد حاکی تاثیر مادران شدیدتره و عوامل اجتماعی دیگرهم نباید نادیده گرفت گروههمسالان، کلیسا،اموزش در این مورد موثر بودند.برخی بررسی هام نشون میده کخ تمایلات اغازین کودکان یا نوجوانان به کاهش یا افزایش دین ورزی ممکن دربزرگسالیم ادامه پیدا کند این تمایل "قطبی سازی"که به بررسی احتیاج داره .شواهد نشون میدهد که فرایند اجتماعی سازی مذهبی ممکن است به شیوه تفکر مردم اثر بگذاردوشواهد نشون داده افراد متعصب تر کمتر به نحوی پیچیده به چنین مسائلی می اندیشند.وجود سوالاتی درباره دین و شبهات مذهبی انری متدوال در دوره نوحواتی و جواتیکسی که شک وشبهه بیشتری دارد به شکل پیچیده تری درباره شبهات مذهبی و تعارضات مذهبی می اندیشد.افرادی که بنیادگراتر هستندسوالات و  شبهات مذهبیشان  طوری حل می کنند که به تقویت عقاید نذهبی منجر بشه ولی افرادی که تعصبشون کمتره بیشتر راه هایی پیدا می کنند که به احتنال به تغییر عقاید مذهبی بینجامد.پژوهش اخیر حالت هویت من را با کاوش بحران و التزام مذهبی به شیوه های پیش بینی شده پیوند داده اند .ظاهرا رشد مذهبی با فرضیه اریکسون مبنی بر ایجاد هویت مطمئن در برابر اشفتگینقش در نوجوان ارتباط دارد شواهد نشون میدهد حالت هویت می تواند تاحدی در پیش بینی مراتب شک مذهبی و شیوه های مواجهه با شبهات در دوسال بعد موفق باشد این امر با این نکته همخوانی دارد که سبک های خاص پردازش اطلاعات ممکن است مشخصه حالات گوناگون هویت باشند.

منبع کتاب روانشناسی دین بر اساس رویکرد اجتماعی

پالوتیزیان در تعریف روانشناسی می گوید:"روانشناسی دین گسترده ایست که به مطالعه باورها و اعمال دینی از دیدگاهی روانشناختی می پردازد.این بدین معناست که در اینجا هدف درک فرایند های روانشناختی ای است که رفتارها و تجارب دینی را تحت تاثیر قرار می دهند.در این گستره ما تلاش می کنیم تا تاثیرات چندگانه محیطی ،شخصی واجتماعی که رفتار و تجربه دینی را تحت تاثیرقرار می دهند مدنظر قرار دهیم و به ترسیم تئوریها و پژوهشهایی بپردازیم که امکان اشکار سازی فرایند های روانشناختی میانجی در دینداری را فراهم می کنند"

نوشته جالب از کتاب اسپیلکا دین و مغز

به گزارش خبرگزاری مهر،سومین قسمت از فصل دوم برنانه تلویزیونی <<چراغ مطالعه >>شنبه ۲۱ تیرماه ۱۳۹۹ ازشبکه چهارسیما برروی انتن رفت.در این برنامه باحضور حجت الاسلام مسعود اذربایجانی< کتاب درامدی بر روانشناسی دین >مورد نقد و بررسی قرارگرفت.اولین سوال ایااین کتاب حمله به روانشناسی ودفاع ازدین است؟بعضی ازروانشناس هاروی فروید مقداری تعصبی دارندومانظریات اودرباره روانشناسی دین رامورد نقد قراردادیم .اگرچه ارمنابع غربی هم برای این نقداستفاده کردیم،امابرخی قابل قبول نبود ومتهم به سوگیری شدیم .فرویدمعتقد بود که دین امری موهوم است ودراینده علم جای ان رامی گیرد که دیدیم این اتفاق نیفتاد.نویسنده کتاب <درامدی برروانشناسی دین>افزود:برخی ازدین داران این تصوررادارند که روانشناسی امده که جایگاه دین را درراهنمایی ومشاوره انسان هارابگیرد.دراصحاب کلیسادرچند دهه این نگاه خیلی رایج بود.ازطرفی هم برخی روانشناسان تصور می کنند که دین با روانشناسی تضاددارد درصورتی که واقعیت این نیست.اگربانگاهی عالمانه به تعریف دین وتعریف روانشناسی نگاه کنیم می بینیم که باهم مخالفتی ندارند.دوچارچوب متفاوت دارندامادرجاهایی هم پوشانی هم دارند.روانشناسانی مثل یونگ،ویلیام جیمز،پارگامنت،کوینگ معتقدند که دین هم جایگاه خودش رادرزندگی انسان دارد وباید ان را به رسمیت بشناسیم.مجری برنامه در ادامه پرسید؛وقتی می گوییم روانشناسی دین گویا دین دارد برروانشناسی موضوع می شودوممکن است برای دین دار این موضوع کمی گران بیایدکه جایگاه دین کوچک شده است.اذربایجانی پاسخ داد:معادل انگلیسی این تعبیرچنین دیدگاهی را ایجاد نمی کند چون در pshchology of religionدین مضاف الیه است.درفارسی هم درواقع مضاف الیه است وجایگاه مضاف الیه موجب کوچک انگاری نمی شودایا وقتی می گوییم روانشناسی خانواده یا روانشناسی مدرسه باعث کوچک شدن خانواده یا مدرسه می شود؟اگربخواهیم دقیق ترترجمه کنیم باید بگوییم روانشناسی دین داری؛religionدراینجا به معنی احوالات،رفتارهاومناسک دین داران است.روانشناسی دین می گویدمن به ان چیزی که درکتب مقدس است کاری ندارم بلکه وقتی می اید دررفتارهاوباورهای انسان هاقرار می گیرد موضوع مطالعه من می شود.این دیگر جنبه انسانی دارد ومقدس نیست.

نظرخبرگزاری مهر درباره روانشناسی دین

به گزارش خبرگزاری مهر،سومین قسمت از فصل دوم برنانه تلویزیونی <<چراغ مطالعه >>شنبه ۲۱ تیرماه ۱۳۹۹ ازشبکه چهارسیما برروی انتن رفت.در این برنامه باحضور حجت الاسلام مسعود اذربایجانی< کتاب درامدی بر روانشناسی دین >مورد نقد و بررسی قرارگرفت.اولین سوال ایااین کتاب حمله به روانشناسی ودفاع ازدین است؟بعضی ازروانشناس هاروی فروید مقداری تعصبی دارندومانظریات اودرباره روانشناسی دین رامورد نقد قراردادیم .اگرچه ارمنابع غربی هم برای این نقداستفاده کردیم،امابرخی قابل قبول نبود ومتهم به سوگیری شدیم .فرویدمعتقد بود که دین امری موهوم است ودراینده علم جای ان رامی گیرد که دیدیم این اتفاق نیفتاد.نویسنده کتاب <درامدی برروانشناسی دین>افزود:برخی ازدین داران این تصوررادارند که روانشناسی امده که جایگاه دین را درراهنمایی ومشاوره انسان هارابگیرد.دراصحاب کلیسادرچند دهه این نگاه خیلی رایج بود.ازطرفی هم برخی روانشناسان تصور می کنند که دین با روانشناسی تضاددارد درصورتی که واقعیت این نیست.اگربانگاهی عالمانه به تعریف دین وتعریف روانشناسی نگاه کنیم می بینیم که باهم مخالفتی ندارند.دوچارچوب متفاوت دارندامادرجاهایی هم پوشانی هم دارند.روانشناسانی مثل یونگ،ویلیام جیمز،پارگامنت،کوینگ معتقدند که دین هم جایگاه خودش رادرزندگی انسان دارد وباید ان را به رسمیت بشناسیم.مجری برنامه در ادامه پرسید؛وقتی می گوییم روانشناسی دین گویا دین دارد برروانشناسی موضوع می شودوممکن است برای دین دار این موضوع کمی گران بیایدکه جایگاه دین کوچک شده است.اذربایجانی پاسخ داد:معادل انگلیسی این تعبیرچنین دیدگاهی را ایجاد نمی کند چون در pshchology of religionدین مضاف الیه است.درفارسی هم درواقع مضاف الیه است وجایگاه مضاف الیه موجب کوچک انگاری نمی شودایا وقتی می گوییم روانشناسی خانواده یا روانشناسی مدرسه باعث کوچک شدن خانواده یا مدرسه می شود؟اگربخواهیم دقیق ترترجمه کنیم باید بگوییم روانشناسی دین داری؛religionدراینجا به معنی احوالات،رفتارهاومناسک دین داران است.روانشناسی دین می گویدمن به ان چیزی که درکتب مقدس است کاری ندارم بلکه وقتی می اید دررفتارهاوباورهای انسان هاقرار می گیرد موضوع مطالعه من می شود.این دیگر جنبه انسانی دارد ومقدس نیست.

روانشناسی دین خبرگزاری ایرنا

به گزارش خبرگزاری ایرنا هدف ازروانشناسی شناختن مردم است بابررسی انگیزش شناخت ورفتار انسانی به این هدف دست یابد.دین بیانگر وپاسخگوی نیازهای فردی واجتماعی وفرهنگی اماتحلیل روانشناختی جدای ازبررسی دین درحوزه ی فرهنگ وجامعه صورت می گیرد.بعلاوه یک روانشناس بااصول ومبانی ادیان کاری نداردووارو مجادلات مربوط به عقل وایمان ودعواهای کلامی یااختلافات میان علم و دین نمی شودونیزنصوص دینی رامورد بررسی قرارنمی دهدبلکه رویکردی عمدتاًعلمی -تجربی داردکه به بررسی جوانب دین می پردازدنه خودان.دراینجامقصودازرویکردتجربی درروانشناسی دین این است که بانگرش عینی وبی طرفانه به سراغ دین برویم فارغ ازاین که خوددیندار باشیم یاخیر،درباره ی دین وموارد روانشناختی ان ازطریق مشاهده وازمایش بابررسی های میدانی واماری دست به واکاوی وپژوهش بزنیم.شاید بتوانیم تاریخ انتشارکتاب(انواع تجربه دینی)ویلیام جیمزسراغاز روانشناسی تجربی دین بدانیم.فنون فرزنداری تاحدزیادی بادین پیوند خورده است نان .سی. زد معتقد بودکه برخی ازپدرها ومادر هاتصویر خدای عذاب دهنده رابکار می گیرندتارفتارفرزندان خودرامهارکنند.پدر مادرهای فاقد قدرت به نوعی ائتلاف باخدا روی می اورند تادرفرمان بردار کردن فرزندان موفق شوند؛که این امر پیامدهای منفی ای رادرپی داردوباعث می شودکه کودکان به خاطر مشکلات هموار خودرا سرزنش کنند واحساس کنند که باید فرمان بردار باشند. دین نقش های درونی وظریف تری رانیز درپروش فرزند وبه طور کلی پرورش روح و روان انسان ایفا می کند.امادرهر حال روانشناسی دین که هدفش ازدیدگاه اسلامی بررسی مراتب اولیه ی رشدانسان وهمسو شدن روح وذهن مفاهیم دینی می باشد تااکنون بسیار مورد توجه قرارگرفته است.حتی متاسفانه در این باب پژوهشی همه جانبه و مستقل ازمنظر قران واحادیث نبوی و تربیت دینی اسلامی که همسو با سیره ی نبوی باشد و اراء  فلاسفه و اندیشمندان مسلمان را با تحلیلی روان شناسانه دربرگیرد صورت نگرفته.

روانشناسی دین درمکتب روسیه

اکثرمردم روسیه پیرو ایین مسیحیت ارتدوکس هستند.دوره حاکمیت تزار هادوره همسازبودن با کلیسابود وتوجه ویژه تزارها به کلیسادسمت حرکت دولت وحاکمیت رابه سوی یگانگی دین ودولت سوق می دادداین حرکت اماباظهور انقلاب بلشویکی ناتمام ماند.ازاغازسال 1917میلادیددولت به عنوان دولت سکولارشناخته می شد.ازهمیندروکلیساازدولت جداشدومدارسی که پیش از ان به اموزش اموزه های ارتدوکس می پرداختندازتدریس ان منع شدند.این جدایی تاجایی پیش رفت که کلیساازهرگونه حمایت دولت محروم شد بلکه دولت نیزمی کوشیدتازندگی کلیسارااززندگی عمومی کشورجداکند.واموال کلیساراکه اغلب اوقاف بودمصادره کند.اغازجنگ جهانی دوم سبب رویکرد دوباره دولت به کلیسا شدو دولت کوشید زندگی کلیسایی رادوباره احیاکند.استالین ازسال 1927میلادی مبارزه همه جانبه دین رادرروسیه اغازکرد.کشیشان وروحانیان رادسته دسته به کام مرگ فرستادکلیاسا ومساجد راتعطیل کرد تعداد۱۲۰۰۰هزارمساجدرا که در قلمرو شوروی وجود داشت به ۲۰۰۰هزارمسجد کاهش یافت.بی گمان رفتارهای انحرافی گریگوری راسپوتیندکشیش منحرفی که باادعای توانایی های ماورایی خوددر دل وذهن تزاروخانواده اش نفوذکرده بود،درشکلگیری روندرویگردانی ازدین بی تاثیرنبود.اخرین پادشاه تزار،خواه باحکمت وعقل همخوانی داشته باشدیانه،هیچ تصمینی بدون نظرراسپوتین اتخاذ نمی کرد .دین داری وهرگونه رفتاردسنی جرم تلقی می شد.اماجنگ جهانی دوم دوباره توحه استالین رابه استفاده ازعامل مذهب درتامیندوحدت ملی وتهییج مردم به شرکت درجبهه های جنگ جلب کرد.سالهای 1941تا1945سال های ازادی نسبی مذهبی در شوروی به شمار می اید. منبع ویکی پدیا

روان شناسی دین در دیدگاه ژرژ برژه درمکتب فرانسه

مدت هایگانه شخصی بود که درروانشناسی دین به مقام استادی رسید.

اصلی که وی مطرح کرد(اصل توازی دین وروانشناسی )بود.

روانشناسی دین تنهاصلاحیت پرداختن به نخستین جنبه راداردلذا نمی تواند پدیده دینی را به طورکامل تفسیرکند.اودرمورد حضرت عیسی مطالعه روانشناختی کرد وباایمان به توازی روانشناسی ودین تاکید می کند که نمی توان صفات منحصربه فرد عیسی را از راه تلاش وکوشش علمی تحلیل کرد.این صفات ازراه حس اخلاقی قابل درک هستندو به عیسی ارزش و موقعیتی می دهندکه کاملاًازارزش و موقعیت دیگر انسانها متمایز است.معتقد بود پدیده های دینی دو جنبه متناظر دارد:

۱-حالت روان شناختی

۲-معنای عینی.

روان شناسی دین در دیدگاه فروید درمکتب المانی

(1939-1856)دین رادراثار خودبه نام(اینده ی یک پندار)مطرح کرده است.منشاءدین درنظراودرناتوانایی بشردرمراحل اولیه تکامل دربرابرنیروهای طبیعت چه دربیرون چه دردرون خود میداند.بشربرای مقابله با انهابوسیله خردوعقل،از《ضد انفعالات》ونیروهای عاطفی استمداد می جوید.اوازمکانیسم دفاعی واپس گرایی استفاده کرده چرادرزمان کودکی ازحمایت پدر که به نظراودارای عقل و دانش برتری بوده وباپیروزی ازاونمی تواندپیروزشود.بنابرین دین درنظرفرویدتکرارتجربه ی کودکی است.که باجهالت به علت،علمی پدیده هاوترس ازانهابوجودمی ایدکه فروید ان را یک《توهم》می نامد.(رضاپور،یوسف،ص۴۷)

فروید اظهارمی داردکه؛<<بااین وصف،دین هنوزتاثیر عمیق وشگرف دراذهان بشردارد .چه خوب میشداین جهان راافریننده هایی می بود،افریدگاریدکه بخشندگی ومهربانی داشت ودرپرتوذاتش درجهانجزنیکی وعدل ودادگری چیزی دیگرنقش وفعلیت نداشت،چه نیک می بودوکه مرگ پایان زندگی محسوب نمی گشت...>>(فروید،ترجمه هاشم رضی،ص۳۳۴)

روانشناسی دین دیدگاه ویلیام جمیز درمکتب انگلیسی امریکایی

(۱۸۴۲-۱۹۱۰)شناخته شده ترین روان شناس درگرایش توصیفی به دین است.

جوهره دین رادرحریم تجربه دینی درونی می جست ومهم ترین بخش دین رادرارتباط شخصی باخدامی دانست.اودر این موضوع نگاه پراگماتیستی خودرا حفظ کرده است وبه جای بررسی دلایل وجودتجربه دینی به اثاران در زندگی مردم توجه دارد.همان طور که در مقام دفاع ازدین نیزمعتقدبود باید تزطریق تجربه واثاروثمرات عملی ازدین دفاع کرد نه ازطریق بررسی منطقی دلایل اثبات دین و اصول ان.

درباره تاثیر خداوندبرانسان معتقد است؛اگر ازمن بپرسندوجود خدا چگونه ممکن است درحوادث ورویدادهای بشری تغییری راسبب شود؛به سادگی جواب می دهم اتصال بشر درموقع دعاوبخصوص وقتی عالم ماوراءحس،قلب ادمی رالبریزمی کند.انچه ادمی دراین موقع احساس می کنداین استکه اصلی روحانی که به یکمعنا ازاوست ودرعین حال ازاوجداست،درمرکزنیروی شخصی اواثری زندگی بخش می گذارد وزندگی جدیدی به او می بخشد؛به طوری که با هیچ چیز قابا مقایسه نیست(صJames,2002,394.395).