مدت هایگانه شخصی بود که درروانشناسی دین به مقام استادی رسید.

اصلی که وی مطرح کرد(اصل توازی دین وروانشناسی )بود.

روانشناسی دین تنهاصلاحیت پرداختن به نخستین جنبه راداردلذا نمی تواند پدیده دینی را به طورکامل تفسیرکند.اودرمورد حضرت عیسی مطالعه روانشناختی کرد وباایمان به توازی روانشناسی ودین تاکید می کند که نمی توان صفات منحصربه فرد عیسی را از راه تلاش وکوشش علمی تحلیل کرد.این صفات ازراه حس اخلاقی قابل درک هستندو به عیسی ارزش و موقعیتی می دهندکه کاملاًازارزش و موقعیت دیگر انسانها متمایز است.معتقد بود پدیده های دینی دو جنبه متناظر دارد:

۱-حالت روان شناختی

۲-معنای عینی.